به امید ایرانی آزاد: رژیم ایران به وضوح نزدیک شدن طناب دار بر گردن خود را حس می‌کند

رژیم ایران به وضوح نزدیک شدن طناب دار بر گردن خود را حس می‌کند


article picture
 
رژیم جمهوری اسلامی ایران اکنون در ندانم کاری غوطه ور شده است و دست و پا می‌زند. این نظام که از کنترل خارج شدن اوضاع منطقه را به ضرر خود می‌بیند، سیاست‌های نظام پیشین عراق را در ورود به رودررویی‌های بین المللی با شمشیرهای چوبی تکرار می‌کند. این سیاست بر امنیت، سلامت و زندگی مردم ایران بازتاب خواهد یافت.
****

مانور نظامی جمهوری اسلامی برای تهدید خلیج فارس است


با افزایش تحریم های بین المللی علیه رژیم ایران به دلیل پرونده اتمی این کشور و آغاز اجرای تحریم نفت از سوی اتحادیه اروپا، نظام آخوند‌ها شدید‌ترین بحران زیر ساختی کشنده خود را آغاز کرد؛ به ویژه آنکه حیاط خلوت‌های این نظام در منطقه یکی پس از دیگری در حال از میان رفتن است و محاصره آن در حال تنگ‌تر شدن؛ آن هم پس از تغییر بزرگی که سوریه در آستانه آن است و با به سرانجام رسیدن این تغییر، همه شاهرگ‌های حیاتی منطقه‌ای نظام ایران در خاورمیانه قدیم بسته خواهد شد.


شاید زبان پوچ تهدید، پیام رسانه‌ای نخست و محبوبی باشد که این نظام برای ایجاد رعب و وحشت در دل همسایگان خود و نشان دادن قدرت خود، به کار می‌برد. چند روز پیش مصطفی ایزدی معاون ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در سخنانی حماسی و ناگهانی، تهدید به محو اسرائیل کرد! با وجود اینکه ما می‌دانیم چرا نظام ولایت فقیه اقدام به محو فوری اسرائیل و بدون انتظار ضربه پیشتازانه آنکه می‌تواند ضربه نهایی باشد، نمی‌کند، و با موج‌های تهدیدات زبانی ایرانی مشابه در وضعیت‌هایی که به بغرنجی کنون نیست، مانور نظامی در منطقه خلیج (فارس) توسط بازوی نظامی نظام آیت الله‌ها یعنی سپاه پاسداران سازمانی که وظیفه دفاع و هجوم را بر عهده گرفته است، آغاز شد.

رژیم جمهوری اسلامی ایران اکنون در ندانم کاری غوطه ور شده است و دست و پا می‌زند. این نظام که از کنترل خارج شدن اوضاع منطقه را به ضرر خود می‌بیند، سیاست‌های نظام پیشین عراق را در ورود به رودررویی‌های بین المللی با شمشیرهای چوبی تکرار می‌کند. این سیاست بر امنیت، سلامت و زندگی مردم ایران بازتاب خواهد یافت.

تحریم های بین المللی بین المللی مساله ساده‌ای نیست و نمی‌توان از پیامدهای آن به آسانی گریخت. همچنین در ‌‌نهایت خط، چند احتمال مطرح است که شاید بارز‌ترین آن فعال شدن پرونده قومیت‌های تحت ستم در ایران باشد؛ همچون عرب‌ها، بلوچ‌ها، کرده ها و آذری‌ها، مساله‌ای که تاثیر ویرانگر داخلی بزرگی در ایران خواهد داشت.

به طور حتم ایرانی‌ها از تمام نتایج منفی که در آینده با آن روبرو خواهند شد، آگاهند. اما مشکل نظام ایران این است که بیش از حد پررو است و به اندازه بی‌سابقه‌ای از غرور رسیده که می‌تواند به هلاکت بکشاندش. و این وضعیتی است طبیعی که همه دیکتاتورهای جهان به آن دچار می‌شوند. گزینه‌های استراتژی جمهوری اسلامی در تنش با غرب بسیار محدود است. این نظام اکنون گزینه‌ای در اختیار ندارد جز اوج دادن به تنش و بحرانی کردن اوضاع در کشورهای خلیج فارس با به راه اندازی مانور‌های تهدیدی آشکار یا مواضع تهدید آمیز و یا تحریک مزدوران و تیم‌های سری خود در بحرین شرق سعودی، کویت و قطر. سامانه موشکی ایران بر عکس آنچه شایع می‌شود، به سمت تل آویو نشانه نرفته است بلکه هدف آن‌ها پایتخت‌های همسایه است. حتی بغداد که حزب الدعوه، همپیمان نظام ایران در آن حاکم است، موشک‌های ایران به سمتش نشانه رفته‌اند. این وضعیت روانی بحرانی را نشان می‌دهد که نظام ایران در آن به سر می‌برد. این نظام به وضوح نزدیک شدن طناب دار بر گردن خود را حس می‌کند. تحولات آینده در سوریه به طور ویژه بر این نظام فشار می‌آورد چرا که با رفتن بشار اسد از قدرت رژیم ایران در منطقه به طور کامل از میان خواهد رفت.

پاسخ جدید رژیم ایران افزایش تنش و فشار نظامی و امنیتی بر کشورهای حاشیه خلیج فارس از راه خلق مشکلات امنیتی و اشاره تلویحی به تهدید نظامی خواهد بود؛ همانگونه که در بحرین پیش آمده و نظام جمهوری اسلامی نمی‌تواند شکست خود را آنجا هضم کند.


خلیج فارس امروز در تیر رس آتش مستقیم نظام ایران و سپاه پاسداران قرار دارد که ابزار‌ها و مزدورهای در اختیارش به واقع توان ایجاد تنش منطقه‌ای خطرناکی دارند؛ مگر آنکه منظومه‌های امنیتی منطقه تمام راهکارهای پیش گیرانه را برای به شکست کشاندن پروژه جمهوری اسلامی که امروز از تهدید به مرحله خرابکاری رسیده، به کار گیریند... پاسخ پیش گیرانه کشور های حاشیه خلیج فارس چه خواهد بود؟ معضل اکنون این است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر